تبليغاتX
هنرهای تجسمی
در این وبلاگ هنر را بهتر خواهید شناخت
افتتاحیه ششمین دوسالانه نگارگری ایرانی
 

ششمین نمایشگاه دوسالانه نگارگری ساعت 16 روز هشتم آبان ماه 1385 در موزه هنر های معاصر تهران افتتاح خواهد شد.

 

افتتاحیه دهمین دوسالانه عکاسی
 

روز دوشنبه یکم آبان 1385 دهمین دوسالانه عکاسی معاصر تهران در موسسه فرهنگی هنر صبا ساعت 17:30 افتتاح خواهد شد.


 

جدول سه ماهه سی ودوم سينماتک موزه هنرهای معاصر تهران(پاییز1385)


فایل زیر را دریافت کنید : (فایل ها در فرمت Microsoft Word هستند)
 

فایل برنامه به فارسی


 

فراخوان ششمین دوسالانه نگارگری ایران


فایل های زیر را دریافت کنید : (فایل ها در فرمت Acrobat هستند)
 

فایل فراخوان آثار           فایل برچسب آثار


 

انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس با مشارکت موزه هنرهای معاصر تهران و با همکاری دانشگاه ها و سازمانهای فرهنگی هنری برگزار می کند:

جشنواره ملی هنرهای تجسمی
مقاومت

دفتر اول / آذر ماه 85

نقاشی
پوستر
عکس
کاریکاتور
تصویر سازی
طرح های حجمی
انیمیشن
تایپوگرافی

 
انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس با مشارکت موزه هنرهای معاصر تهران و با همکاری دانشگاهها، نهاد ها و سازمان های فرهنگی و هنری در نظر دارد اولین جشنواره ملی هنرهای تجسمی مقاومت را در سال 1385 برگزار نماید. در این جشنواره که با حضور گشترده هنرمندان معاصر ایران برگزار خواهد شد، مقاومت در آیینه هنرهای تجسمی امروز ایران به نمایش در خواهد آمد

مقاوت
یعنی دفاع در برابر هرگونه ظلم و تجاوز
یعنی دفاع در برابر هرگونه پلیدی و تاریکی
یعنی دفاع در برابر وسوسه های شیطان
یعنی دفاع در برابر تهاجم فرهنگی, استکبار
یعنی پرده برداشتن از دروغ های حقوق بشر
یعنی دفاع از حقیقت حقوق الهی و انسانی بشر، دفاع از کرامت و آزادی حقیقی انسان
یعنی دفاع در برابر شرارت، ترور، خشونت
یعنی دفاع در برابر شیطان بزرگ
یعنی دفاع از قدس شریف و مردم مظلوم فلسطین، سرزمین پیامبران
یعنی دفاع در برابر هرگونه اشغالگری در فلسطین، عراق، افغانستان و . . .
یعنی نمایش ظلم های مکرر در گوانتانامو، ابوغریب ، زندانهای مخفی و مخوف جهان سرمایه داری
یعنی دفاع از انسان در هر کجای زمان

مقاومت
یعنی پایداری بر ارزش های اخلاقی، فرهنگی، انسانی، دینی و معنوی
یعنی پایداری همیشگی، استقامت، جهاد، ایثار و شهادت
یعنی پایداری بر تقوا، ایمان، عمل صالح
یعنی پایداری بر ادامه راه انبیا، و رسل (ع)
یعنی بازگشت به فطرت الهی انسان
. . . یعنی خدا یکی است.

مقاوت
به رنگ پوست و نوع زبان و قومیت و جغرافیای انسانی وابسته نیست
مرز نمی شناسد
محدود به زمان و مکان نیست
- یعنی پیوسته جاری است . . .


مقاومت
یعنی انسان و عالم, مبداء و مقصدی دارد
یعنی جهان در انتظار منجی الهی است
یعنی تا ظلم هست، مبارزه هست
یعنی سحر نزدیک . . .


عنوان جشنواره
جشنواره ملی هنرهای تجسمی مقاومت


برگزار کننده
انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس

هدف از برگزاری جشنواره
نمایش آثار تجسمی با موضوع مقاومت و پایداری
تاکید بر عنصر مقاومت و پایداری در هنرهای معاصر، متعهد و بیدارگر
بررسی، نقد و تجزیه و تحلیل جلوه های مقاومت در آیینه هنرهای تجسمی امروز ایران
ایجاد زمینه های تعامل و گفت و گو میان هنرمندان خلاق و فعال د رعرصه هنرهای تجسمی معاصر ایران
ایجاد زمینه مناسب برای تشکیل موزه هنر مقاومت

آخرین مهلت ارسال تصاویر آثار: 10 مهر 1385
در صورت پذیرفته شدن تصویر ارسالی هر اثر توسط هیات انتخاب، به هنرمند اطلاع داده خواهد شد
تا اصل اثر را به دبیرخانه جشنواره تحویل دهد
زمان برگذاری جشنواره: آذر ماه 1385

بخش جشنواره
نخستین جشنواره ملی هنرهای تجسنی مقاومت
در 8 بخش گشوده خواهد شد:
نقاشی
پوستر
عکس
کاریکاتور
تصویر سازی
طرح های حجمی
تایپوگرافی
انیمیشن

شورای سیاست گذاری و هیئت علمی
بهروز اثباتی،محمد علی بنی اسدی، کوروش پازسانژاد، سید مسعود شجاعی طباطبایی، طاهر شیخ الحکمایی، حبیب ا... صادقی، غلامعلی، طاهری، رضا عابدینی، مهرداد کشتی آرا، سید علیرضا گلپایگانی، مصطفی گودرزی، سید عباس میر هاشمی، علیرضا عاقل زاده

دبیر کل جشنواره: مصطفی گودرزی

دبیر بخش نقاشی: غلامعلی طاهری
دبیر بخش پوستر: کوروس پارسانژاد
دبیر بخش عکس: سید عباس میرهاشمی
دبیر بخش کاریکاتور: سید مسعود شجاعی طباطبایی
دبیر بخش تصویر سازی: محمد علی بنی اسدی
دبیر بخش طرح های حجمی: طاهر شیخ الحکمایی
دبیر بخش تایپوگرافی: رضا عابدینی
دبیر بخش انیمیشن: سید علیرضا گلپایگانی

برای اطلاعات بیشتر و دریافت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:55  توسط سایه | 
مقدمه:

جامعه‌ی بیماری داریم: ثقل صامعه ( نشنیدن آوای ِ بلند ِ تغییر) ، آستیگماتیسم( فقط اطرافیان خود را دیدن، محفلی برخورد کردن) ، روماتیسم( زیاد مقابل بوم نشستن) ،لکنت (خارج ساختن اصوات نامفهوم از خود هنگام مقاله نوشتن و عدم توانایی در نوشتن دو کلمه حرف حساب) فراموشی مزمن و در نهایت سکوت معنی دار....


واپسگرايي يا سندروم فراموشي مزمن


کلاس تاریخ هنر دانشگاه کافی نیست بچه ها! بياييد کمي از دهه 70 جلوتر بياييم. پيکاسو را می توانیم الان به جهنم تی‌شرتها و ماگ‌ها و اقلام تبلیغاتی موزه‌ها متعلق بدانیم ، اعجوبه‌هاي ديگري آمده اند و يکي پس از ديگري هم خواهند آمد...

بسياري از خبرنگاران تجسمي از هنر اصلا سر در نمي آورند، باور نداريد؟ به سؤالاتي که از شما [هنرمندان تجسمي] در اين سال ها پرسيده‌اند، رجوع کنید، يقين دارم که منظورم را مي فهميد!

Hockney, David - Pearblossom Highway, 11-18th April 1986 #2-1986
Hockney, David - Pearblossom Highway, 11-18th April 1986 #2
1986
با چند مثال از آن‌هايي که در بهترین وضعیت در کلاس تاريخ هنر خوانده‌ايد ، ادامه می‌دهم.


"رابرت رائوشنبرگ" Robert Rauschenberg (+) و "ديويد هاکني" David Hockney (+) (+) به واسطه‌ی گستردگی رسانه هايي که به کار مي برند را به‌ياد بياوريد. چرا از اين ها نام مي برم؟ چون اعتقاد ندارم آن چه از دهه 60 کم کمک حضور خود را نشان داد و مدرنيست ها را کم و بيش ترساند، هيجاناتي بيش نبوده است.
New Media ، همچون عکاسي در آغاز ِخودش، شالوده هاي فکري نحله هاي واپس‌گرا و ترسوي مدرن را لرزاند؛ چنان‌چه عکاسي، نقاشان را از پايان نقاشي هراسانید. و اکنون شبیه مشاجرات پوسيده‌اي که پس از آن به راه افتاد، مبني بر اين که «عکاسي هنر نيست» را شاهدیم .اکنون از روزنامه نگاراني که داعيه‌ی آرتيست بودن نيز دارند می‌شنویم:


" اين‌ها ( کانسپت، ويدئوآرت و اينستاليشن و اين جنگولکبازیها) هيجاناتي است که بعد از دهه 70 به راه افتاده و خود به خود فرو خواهد نشست و سرانجام همه برمي گردند به راه راست هنر که همانا هنر فيگوراتيو باشد".


به اين ایده چند ايراد و اشکال اساسي وارد است:


اول ، آغاز بسياري از جنبش هاي متاخر قرن بيستم، نه تنها دهه‌ی هفتاد نيست، بلکه به سي تا چهل سال قبل، به دوشان Marcel Duchamp (+) (+) ، موهولي نگي Moholy Nagy (+) ، و پرفورمانس هاي فوتوريست‌ها Futurists (+) باز مي گردد. بد نیست بدانیم که نيمه‌ی تاريک تاريخ هنر در ایران آن نيمه اي است که در دانشگاه هاي ما تدريس نمي شود. ريشه‌هاي آن‌چه بعدا New Media نام گرفت، هرگز توسط تاريخ هنرنويساني که تاريخشان را مثل کتاب مقدس بر ما خوانده اند، بيان نشده است، این مهم از لحاظ جامعه شناسی، شایسته تعبیر و تفسیر است. آیا تاریخ هنر نویسی کلاسیک را کلکسیونرها مطابق میلشان سفارش داده، تبلیغ و منتشر می کنند..؟!


دوم ، کانسپت، ويدئوآرت و چيدمان( هنر آويزاني؟؟؟؟) و اين جنگولک بازي ها هرگز مترادف نيستند... هنر جديد ـ که اصطلاح غلط ترجمه شده اي است * ـ یا اگر آن‌را ، درست تر و هنر ِ رسانه‌های جدید بخوانیم، نه تنها دریچه ای بزرگ در فورم و معنا برابر چشمان هنرمند گشوده است که ره به جایی فراتر می‌برد ، اگر طرف اهل باشد.
سوء استفاده‌ی برخی از قالب‌های نو و خوراندن و پر کردن آن از افکار کهنه، باعث نشود که از بیخ و بن همه را خزعبل بدانیم و حتی در روزنامه‌مان هم جار بزنیم که ای داد ! وقت هنرمندان ِ وطن صرف ساختن فیلم های بی حاصل و کوتاه بی کیفیت شده است.


رانت موزه معاصر خیلی ها را آرتیست تر کرد که پا را از پشت بوم فرا تر بگذارند و متریال!! های دیگر را نیز تجربه کنند،که نام بردن از آن‌ها در مقاله دردی را از تن رنجور!! روزنامه نگاری ما دوا نمی کند.

Canyon-Robert Rauschenberg
Canyon-Robert Rauschenberg

سوم ، چه هنري فيگوراتيو‌تر از پرفورمانس و ويدئو سراغ داريد که به رنگ و کاغذ و بوم و متريال هاي سفت و سخت چسبيده ايد و يک قدم جلوتر نمي آييد؟ [رماتیسم!] .
قصد طرفداري از شکل خاصي از هنر را ندارم، اما از ديدن موجودات بالدار و شاخدار و اسطوره و اين حرف ها ( اگر به زبان عُرفي خودتان که در نقد هاتان به کار مي بريد!! سخن بگويم) خسته شده ام.


آثاري که مخاطب را در گير مي‌کند به ويژه هنر هاي تعاملي Interactive Art از آنجا که با مخاطب انساني سروکار دارد و دخالت و دستکاري او را مي‌طلبد ، به وجود بيننده وابسته است و لذا بازنمايي اثري است که انسان درش دخیل است. این آثار را نمی‌توان غیر فیگوراتیو نام نهاد .
تعامل هنرمند و مخاطب در چنین آثاری پا را فراتر از حيطه‌ی هنرهاي سنتي Traditional arts گذارده و حتي موزه داري و آئين نگهداري خاص خودش را مي طلبد.


سکوت معنی‌دار بعضي از روزنامه‌ها در مقابل بارقه‌هاي هنر رسانه‌ی جديد و اختصاص نامنظم فضا به صفحات هنرهاي تجسمي نشان از آن دارد که عزم جزمي براي رشد اين بخش از فرهنگ حتي در ميان فرهيختگان جامعه کمياب و چه بسا ناياب است. با پي گيري مداوم صفحات تجسمي روزنامه‌هاي کشور به سادگی عیان می‌شود که اولين صفحه اي که فداي رپورتاژ آگهي‌ها و مطالب سياسي مي‌شود، صفحه‌ی هنر است و در اين بين مظلوم ترين، صفحه‌ی هنرهاي تجسمي است. صفحات تلويزيون، سينما، تئاتر و موسيقي ِ روزنامه ها با رويکرد عوامانه‌ی خود ( با توجه به اين که مقوله هاي عوام پسندي نيز هستند) خوانندگان بيشتري را جذب مي‌کنند و به اصطلاح زورشان مي‌چربد. در اين بين بايکوت خبري نمايشگاه هاي متفاوت يا اشاره‌هاي چند خطي و تحقيرآميز برخي روزنامه‌ها ظلم مضاعف به فرهنگ بصري معاصر ماست.


متاسفانه اين قدر از قافله عقب هستند که تا نمايشگاه بزرگ ( غالبا دولتي ـ موزه اي) پر سر و صدايي بر پا نشود و حجم عمده اي از نابساماني را برابر چشم خود نبينند، اين مرغان اساطيري لب به سخن نمي گشايند و اگر هم مطلبي مي نويسند غرولندهاي پيرمردانه اي است به اسم نقد.

منکر اين نيستم که سوء تفاهمات و اشتباهاتي که موزه هنرهاي معاصر پديد آورده است در معرفي نابجا و سطحي هنرهاي جديد و کانسپت !!! بسياري را دچار سوءتفاهم کرده است که به زبان بيايند که « خر ِ ما از کٌرگي دم نداشت ». خيل آرتيست‌هاي «قبلا نقاش» و صف کشيدن ِ آن‌ها به دنبال بودجه‌هاي هنر هاي مفهومي موزه، احتمالا هنري « شتر گاو پلنگ » را مد می‌کند. و شايد بسياري که تازه از ضربات متوالي و جهت دار تريبون هاي رسمي به هنر فيگوراتيو گيج بودند و دليل تبليغ رسمي هر گونه آبستره را متوجه نمي‌شدند، به سرعت از هرگونه حرکت موسوم و منصوب به هنر غيرسنتي [رسانه] جديد بيزار و ذله شدند.    

Kargah.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 20:47  توسط سایه |